پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - ارتقاى قدرت نرم جمهورى اسلامى ايران در غرب قاره آفريقا - ماه پیشانیان مهسا

ارتقاى قدرت نرم جمهورى اسلامى ايران در غرب قاره آفريقا
ماه پیشانیان مهسا

مقدمه
قدرت نرم، توانايى بدست آوردن خواسته‌ها از طريق مجذوب كردن مى‌باشد. البته قدرت جذب به ميزان قابل اعتماد بودن بستگى دارد؛ چرا كه مشروعيت سياسى، ارزش‌هاى فرهنگى و ايدئولوژيك، اعتبار و حسن شهرت، مهم‌ترين منابع قدرت نرم به حساب مى‌آيند. قدرت جاذبه فرهنگى، شاخص‌هاى چشم‌گير اقتصادى، ديپلماسى عمومى، تعامل و نفوذ بالا در سازمان‌هاى منطقه‌اى و بين‌المللى و دارا بودن اقتدار رسانه‌اى و اطلاعاتى، از مهم‌ترين و كارآمدترين ابزارهاى گسترش حيطه قدرت نرم در محيط بين‌المللى بشمار مى‌آيند. با مفروض گرفتن چنين تعريفى از قدرت نرم، شاخص‌ها و ابزارهاى گسترش آن در متن حاضر به بررسى عوامل ارتقاى قدرت نرم جمهورى اسلامى ايران در غرب آفريقا مى‌پردازيم. روابط فرهنگى، ديپلماتيك، اقتصادى و دفاعى، چهار رويكردى‌است كه ايران مى‌كوشد تا بواسطه آنها قدرت نرم خود در غرب آفريقا را افزايش دهد. از ميان كشورهاى‌غرب آفريقا، موريتانى مهم‌ترين كشورى است كه تغيير سياست خارجى‌اش نسبت به رژيم صهيونيستى، نقش بسيار مهمى را در افزايش قدرت نرم ايران در اين منطقه بازى نموده است.

نگاه كلى به ارتقاى قدرت نرم ايران در قاره سياه
در نمايى كلى، افزايش تمايل مردم جهان به صلح و عدالت، تبديل مقاومت در برابر غرب به يك ارزش براى مردم كشورهاى درحال توسعه، مشاركت فعال ايران در سازمان‌هايى، نظير جنبش غيرمتعهدها و گروه هشت كشور در حال توسعه و تلاش براى افزايش روابط سياسى، اقتصادى، فرهنگى و دفاعى با كشورهاى غرب آفريقا، از عوامل مهم ارتقاى قدرت نرم ايران به شمار مى‌رود. روابط فرهنگى، ديپلماتيكى، اقتصادى و دفاعى چهار رويكردى است كه ايران مى‌كوشد بواسطه آنها قدرت نرم خود در غرب آفريقا را افزايش دهد. تلاش ايران براى ارتقاى قدرت نرم خود در غرب آفريقا در راستاى افزايش دسترسى به بازارهاى اقتصادى، تضمين امنيت دسترسى به مواد خام اساسى، مشروعيت‌زدايى از رژيم صهيونيستى، فراهم نمودن محيط مناسب براى شيعيان و جنبش مقاومت و كاهش حمايت مردم غرب آفريقا از ايالات متحده آمريكا و سياست‌هايش صورت مى‌پذيرد. در همين راستا، مى‌توان عنوان نمود كه فعاليت‌هاى ايران براى افزايش قدرت نرم خود در غرب آفريقا با موفقيت‌هايى همراه بوده است؛ چراكه على‌رغم حمايت برخى كشورهاى آفريقايى و خاورميانه‌اى از رأى سازمان ملل در نوامبر ٢٠٠٩ در مورد انتقاد از وضعيت حقوق بشر در ايران، بسيارى از كشورهاى غرب آفريقا، هم‌چون گذشته، از موضع سابق خود؛ يعنى حمايت از ايران پيروى مى‌نمودند. علاوه براين، تحكيم روابط با سنگال، تمايلات ضد صهيونيستى در موريتانى و امضاى همكارى هسته‌اى با نيجريه در سال ٢٠٠٨ سه عامل ديگرى است كه نشان از موفقيت قدرت نرم ايران در اين منطقه دارد.
در ادامه مقاله مى‌كوشيم تا به بررسى راهكارهاى جمهورى اسلامى ايران براى افزايش قدرت نرم خود در غرب آفريقا بپردازيم.
راهكارهاى جمهورى اسلامى ايران براى افزايش قدرت نرم خود در غرب آفريقا
هم‌چنان كه گفتيم، قدرت نرم، به نفوذ و تأثير يك كشور در خارج با استفاده از ترغيب و جاذبه، نه تهديدات و نيروى نظامى اشاره دارد. قدرت جاذبه فرهنگى، شاخص‌هاى چشم‌گير اقتصادى، ديپلماسى عمومى، تعامل و نفوذ بالا در سازمان‌هاى منطقه‌اى و بين‌المللى و دارا بودن اقتدار رسانه‌اى و اطلاعاتى از مهم‌ترين و كارآمدترين ابزارهاى گسترش حيطه قدرت نرم در محيط بين‌المللى بشمار مى‌آيند. جمهورى اسلامى ايران نيز بر همين مبنا با پيش گرفتن ديپلماسى فعال و استفاده از راهكارها و ابزارهاى اقتصادى، فرهنگى و دفاعى براى گسترش روابط با نيجريه، مالى، نيجر، موريتانى، سنگال و ديگر كشورهاى كوچك غرب آفريقا براى ارتقاى قدرت نرم خود تلاش مى‌كند. البته تلاش گسترده كشورمان براى نفوذ در كشورهاى غرب آفريقا نه تنها نشان‌دهنده استراتژى قدرت نرم ايران مى‌باشد، بلكه به نوعى بيان‌كننده نوع برداشت از جهان، ترجيحات ارزشى و روش‌هايى است كه كشورمان درصدد دست يافتن به آن مى‌باشد، از اين‌رو، در ادامه تلاش مى‌شود تا به بررسى ابعاد فرهنگى، اقتصادى و ديپلماتيك استراتژى قدرت نرم ايران در كشورهاى غرب آفريقا پرداخته شود.

نيجريه(١)
اين كشور در غرب آفريقا با داشتن ميليون‌ها نفر مسلمان، از جمله كشورهايى است كه مى‌تواند براى احياى اسلام و اثر پذيرى از انقلاب اسلامى ظرفيت زيادى داشته باشد. تحولات و نمودهاى تحكيم اسلام در جامعه دانشگاهى‌نيجريه كه بعدها به توده‌هاى وسيع مردم در روستاها و شهرهاى اين كشور سرايت كرد، متاثر از انقلاب اسلامى ايران بوده است. در واقع، پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، بسيارى از رهبران مسلمان نيجريه را در احياء اسلام و مقابله با غرب ترغيب كرده و آنها با استقبال از بسيارى از مضامين انقلاب اسلامى ايران، هم‌چون تقبيح فساد ادارى، رد مادى گرايى فزونى خواهانه، انتقاد از غرب زدگى و اجراى قوانين اسلامى، از انقلاب اسلامى الهام گرفتند.
البته علاقه‌مندى ايران به برقرارى ارتباط با نيجريه و تحكيم اين روابط به دوران قبل از رياست جمهورى آقاى‌احمدى نژاد بازمى‌گردد. از امضاى يادداشت تفاهم با اين كشور در دوران رياست جمهورى آقاى خاتمى در ژانويه ٢٠٠٥، امضاى قرارداد ٢/٣٨ ميليون دلارى بانك توسعه صادرات و نيز از ديدار وزير دفاع نيجريه از ايران در همين سال، مى‌توان به عنوان زمينه‌هاى تحكيم روابط دو كشور ياد كرد.
ايران براى تحكيم قدرت خود در اين كشور از دو راهكار: يكى گفتگوهاى دوجانبه براى سرمايه‌گذارى اقتصادى و ديگرى، افزايش فعاليت در گروه ٨ -D استفاده مى‌كند.
روابط فرهنگى، يكى ديگر از زمينه‌هاى ارتقاى قدرت نرم ايران در نيجريه است. كسب علوم و معارف تشيّع بوسيله تعدادى از علماى نيجرى در تهران و قم، گسترش انديشه‌هاى شيعى در شمال نيجريه و مخالفت با غرب در ميان شيعيان اين منطقه، از جمله عوامل فرهنگى و مذهبى است كه سبب افزايش حمايت شيعيان شمال نيجريه از ايران شده است. با اين وجود، ايران درصدد است تا روابط خود با مسلمانان اهل سنت را نيز گسترش دهد.
بطور كلى مى‌توان گفت: نيجريه با انجام حمايت سياسى و فراهم نمودن بازار صادرات و واردات معتبر براى ايران مى‌تواند نقش بسيار مهمى در ارتقاى قدرت نرم اين كشور در غرب آفريقا داشته باشد.

مالى(٢)
اگرچه كشور مالى از نظر اقتصادى و جمعيتى در رتبه بسيار پايين‌ترى از نيجريه قرار دارد، اما با اين وجود يكى از كشورهايى است كه زمينه مناسبى براى ارتقاى قدرت نرم ايران در غرب آفريقا دارد. البته تمايل ايران براى افزايش قدرت خود در اين كشور از دوران رياست جمهورى آقاى خاتمى و آن هم در سال ٢٠٠٥ خود را نمايانگر كرده بود. وى بر افزايش همكارى دو كشور در قالب سازمان كنفرانس اسلامى تاكيد مى‌نمود. سرمايه‌گذارى اقتصادى در مالى و حمايت سياسى اين كشور از برنامه هسته‌اى ايران، دو راهكارى است كه مى‌تواند زمينه ارتقاى قدرت نرم ايران در اين كشور آفريقايى را بوجود آورد. براى مثال، در سال ٢٠٠٧ زمانى كه آقاى احمدى‌نژاد براى سفر به اين كشور دعوت شده بود مقامات سياسى اين كشور فعاليت مهندسان ايرانى در زمينه سدسازى را به عنوان نشانه‌اى از روابط مثبت دو كشور ارزيابى نمودند. نكته مهم ديگر اين‌كه ايران با گسترش سرمايه‌گذارى اقتصادى در مالى بدنبال كاهش روابط اين كشور با آمريكا است.
در كل مى‌توان گفت: مهم‌ترين هدف ايران در مالى كسب حمايت سياسى و كاهش تمايلات غرب‌گرايانه در اين كشور و همكارى با آمريكا مى‌باشد.

نيجر(٣)
روابط ايران با نيجر در آگوست ٢٠٠٤ با ديدار آقاى كمال خرازى وزير خارجه دولت خاتمى از اين كشور و ابراز تمايل ايران به همكارى با اين كشور در زمينه توسعه آب، بهداشت و جاده‌سازى وارد مرحله جديدى شد. سفر وى و انعقاد قراردادهاى همكارى، زمينه مناسبى براى آغاز روابط ايران با نيجر را فراهم آورد. اين روابط توسعه يافت تا اين‌كه در سال ٢٠٠٨ معاون اول سابق رئيس‌جمهور جناب آقاى آقاى داوودى طى سفرى به اين كشور، عنوان داشت كه رشد و امنيت نيجر همانند رشد و امنيت ايران براى ما بسيار مهم است. در همين سال، وزير كشاورزى ايران با سفر به نيجر بر همكارى دو كشور در زمينه امنيت غذايى، تاسيس كارخانه تراكتورسازى و رشد و پرورش حيوانات اهلى‌تاكيد نمود. در ژانويه ٢٠١٠ با امضاى يادداشت تفاهمى بين ايران و نيجر در زمينه سرمايه‌گذارى اقتصادى روابط دو كشور رو به گسترش نهاد.
بطوركلى مى‌توان گفت: نياز به حمايت سياسى اين كشور، ايران را متمايل به همكارى با آن نموده است.

موريتانى(٤)
بى‌شك نفوذ در موريتانى موفقيت‌آميزترين قسمت داستان ارتقاى قدرت نرم ايران در غرب آفريقا مى‌باشد. اگرچه نيجريه، مالى، نيجر، اريتره، زيمبابوه و سودان نقش بسيار مهمى در ارتقاى قدرت نرم جمهورى اسلامى ايران داشته‌اند، اما موريتانى تنها كشور آفريقايى است كه تغيير سياست خارجى‌اش توانست زمينه بسيار مناسبى براى‌افزايش نفوذ ايران در اين منطقه فراهم نمايد. موريتانى در سال ١٩٩٩ روابط خود با رژيم صهيونيستى را آغاز نمود و يكى از سه كشورعضو اتحاديه عرب بود، كه اين رژيم را به رسميت شناخت. هم‌چنين موريتانى در سال ٢٠٠٥ به قطعنامه سازمان ملل كه در محكوميت ايران در زمينه حقوق بشر غربى صادر شده بود، راى مثبت داد، اما در اين سال تمايلات ضد صهيونيستى در اين كشور به آهستگى رو به افزايش نهاد و موريتانى به قطعنامه سازمان ملل كه در اين سال در محكوميت وضعيت حقوق بشر در ايران صادر شده بود راى منفى داد. در سال ٢٠٠٧ ايران با فرستادن نماينده‌اى، تمايل خود به برقرارى و بهبود روابط با اين كشور را ابراز نمود. با اين وجود مى‌توان گفت: تمايل موريتانى‌به برقرارى و بهبود روابط با ايران در واقع بازتاب مخالفت‌ها و انتقادهاى داخلى مردم اين كشور از روابط با رژيم صهيونيستى بود. اگرچه وقوع كودتاى نظامى در آگوست ٢٠٠٨ در اين كشور انتقاد بسيار زياد ايران را برانگيخت، اما با اين وجود، حمايت دولت جديد موريتانى از سياست‌هاى ايران در لبنان و عراق و كاهش بسيار چشم‌گير در روابط با رژيم صهيونيستى (پس از اقدامات خصمانه صهيونيست‌ها در غزه، كه منجر به اخراج سفير اين رژيم شد)، زمينه بسيار مناسبى براى تحكيم روابط دو كشور را فراهم نمود.
در كل مى‌توان گفت: ايران قادر است در موريتانى با گسترش احساسات ضد صهيونيستى جا پاى محكمى در يكى‌از كشورهاى غرب آفريقا كه زمانى روابط بسيار نزديكى با اين رژيم داشت بيابد. برهمين اساس مى‌تواند ضمن افزايش قدرت خود، حمايت جهانى از دشمن خود را كاهش دهد. هم‌چنين گسترش بازارهاى صادرات در موريتانى و تلاش براى دور نمودن اين كشور از طرح‌هاى امنيتى غرب مى‌تواند نقش بسيار مهمى در افزايش قدرت نرم ايران در غرب آفريقا داشته باشد.

سنگال (٥)
در حالى‌كه موريتانى به يكى از قوى‌ترين متحدان ايران در غرب آفريقا در چند سال اخير تبديل شده، سنگال براى‌ساليان زيادى است كه يكى از نزديك‌ترين متحدان اين كشور مى‌باشد. براين اساس، در سال ٢٠٠٤ آقاى خرازى‌وزير امور خارجه دولت خاتمى عنوان نمود: سنگال يكى از مهم‌ترين كشورهاى آفريقايى بوده و از جايگاه بسيار مهمى در سياست خارجى ما برخوردار است. ارتباط با سنگال براى ايران همانند دروازه برقرارى روابط با كشورهاى ديگر آفريقايى محسوب مى‌گردد. همچنين ايران مى‌تواند با تحكيم روابط خود با اين كشور، زمينه‌هاى‌رهبرى خود بر جهان اسلام را تحكيم نمايد. براى مثال در مارس ٢٠٠٨ ايران، سنگال را براى نشست سازمان كنفرانس اسلامى آماده نمود. مقامات سنگال احترام و ارادت خاصى براى رهبران سياسى ايران قائل هستند. براى مثال در مى ٢٠١٠ مديكه نيانگ٦ وزير امور خارجه اين كشور عنوان نمود: ما هميشه در كنار ايران خواهيم بود و هرگز از حمايت اين كشور دست برنخواهيم داشت. ستايش و حمايت از ايران به خاطر ايفاى نقش رهبرى در جهان اسلام، حمايت از موافقتنامه هسته‌اى ايران، تركيه و برزيل، حمايت از غنى‌سازى اورانيوم و محكوم نمودن تحريم‌هاى ايران از موارد حمايت سنگال از ايران مى‌باشد.
انتقاد شديد سنگال از رژيم صهيونيستى يكى از زمينه‌هاى بسيار مهم ارتقاى قدرت نرم ايران در اين كشور محسوب مى‌گردد. اين كشور يكى از منتقدين اصلى حمله رژيم صهيونيستى به غزه در سال ٢٠٠٨ بود. البته سنگال مدت‌هاست كه بر حق بازگشت مردم فلسطين به سرزمينشان و پايتختى بيت‌المقدس براى دولت مستقل فلسطين تاكيد دارد. سفر مقامات رسمى سياسى و غير سياسى دو كشور به يكديگر و برگزارى نشست‌هاى هيئت اقتصادى‌تهران-داكار، كه اولين بار در ١٩٩٦ و آخرين بار در فوريه ٢٠١٠ برگزار شد، دو عامل مهم ديگرى است كه روابط دو كشور را تحكيم نموده است. ايران در سنگال مى‌تواند به دو اولويت بسيار مهم؛ يعنى تضمين بازارها براى‌كالاهاى ايرانى و دست يافتن به ظرفيت لازم براى پالايش نفت خام بينديشد؛ زيرا سنگال بزرگ‌ترين شريك تجارى ايران در غرب آفريقا است. براى مثال مى‌توان گفت: در سال ٢٠٠٩ ارزش صادرات ايران به اين كشور به ١٦ ميليون دلار رسيد. روابط اقتصادى و سياسى بين سنگال و ايران نه تنها نقش بسيار مهمى در تخفيف و كاهش تاثيرات تحريم‌ها بر اقتصاد ايران دارد، بلكه مى‌تواند نقش بسيار مهمى نيز در برقرارى روابط فرهنگى بين دو كشور داشته باشد. اگرچه به طور سنتى تمايلات و عقايد صوفى‌گرى در اين كشور وجود دارد، اما وجود علماى لبنانى در اين كشور(در حال حاضر شمار لبنانى‌هاى مقيم در سنگال به چهل‌هزار نفر مى‌رسد) سبب گسترش آرام انديشه‌هاى تشيع شده است. روحانى شيعه، عبدالمنعم الزين٧ كه آموزش يافته حضرت امام خمينى(ره) در نجف و عراق، بود با پايه‌گذارى‌مؤسسه اسلامى در داكار در سال ١٩٧٨ نقش بسيار مهمى در گسترش تشيع در اين كشور ايفا نموده است.٨ اگرچه در دهه ١٩٨٠ دولت سنگال با چنين فعاليت‌هايى مخالف بود، اما رژيم فعلى مخالفتى با اين برنامه‌ها ندارد. حتى اجازه تاسيس مدرسه فارسى زبان در دانشگاه سنگال و دانشكده الهيات شيعى نزديك دانشگاه داكار را نيز در سال ٢٠٠٣ صادر نمود. در همين رابطه در سال ٢٠٠٤ وزير خارجه اين كشور تمايلش به تاسيس مدارس اسلامى و آموزش قرآن بوسيله كارشناسان ايرانى را ابراز نمود.
همكارى‌هاى دفاعى، پزشكى و بهداشتى، حقوقى و كشاورزى، از ديگر زمينه‌هاى تحكيم روابط دو كشور محسوب مى‌گردد.
در كل مى‌توان گفت: ارتباط ايران با هيچ يك از كشورهاى غرب آفريقا به ميزان سنگال مستحكم نمى‌باشد. اين روابط كه بوسيله پيوندهاى فرهنگى مشترك تحكيم مى‌گردد، زمينه‌هاى حمايت سياسى و مبادله اقتصادى‌چشم‌گيرى را براى ايران فراهم مى‌سازد. ايران مى‌كوشد تا تجربه روابط مستحكم با سنگال را از طريق راهكارهاى ذيل به كشورهاى ديگر آفريقايى سرايت دهد:
١. تشويق و تعميق روابط فرهنگى؛
٢. برقرارى و هدايت روابط ديپلماتيك در سطوح عالى؛
٣. گسترش روابط اقتصادى؛
٤. مورد توجه قرار دادن ابتكارات مشترك در زمينه دفاعى.

ديگر كشورهاى غرب آفريقا
اگرچه ايران بيشتر به برقرارى ارتباط با كشورهاى غرب آفريقا، كه داراى جمعيت مسلمان مى‌باشند، تمايل دارد، اما مى‌كوشد با دولت‌هاى ساحلى آفريقا؛ همانند ساحل عاج نيز ارتباط برقرار نمايد؛ زيرا اين كشورها نه تنها مى‌توانند بازار مناسبى براى كالاهاى ايرانى باشند، بلكه نقش بسيار مهمى نيز در حمايت سياسى از ايران دارند. هم‌چنين كشورى مانند ساحل عاج مى‌تواند مكان مناسبى براى اقليت‌هاى لبنانى باشد.
كشورهاى گينه، گينه بيسائو، غنا، سيرالئون و گامبيا از ديگر كشورهاى مورد علاقه ايران است. برقرارى ارتباط با كشورهاى مذكور نه تنها ايران را در رسيدن به اهداف ذكر شده يارى مى‌رسانند، بلكه مى‌توانند امنيت حمل و نقل مواد خام به ايران را نيز تامين نمايند.

جمع‌بندى و نتيجه‌گيرى
در مجموع مى‌توان گفت: جمهورى اسلامى ايران با سرمايه‌گذارى اقتصادى، فرهنگى و سياسى در كشورهاى‌غرب آفريقا تاكنون توانسته قدرت نرم خود در اين منطقه را ارتقا دهد. براى مثال، مى‌توان به موضع‌گيرى منفى اين كشورها در قبال قطعنامه‌هاى سازمان ملل كه در محكوميت وضعيت حقوق بشر در ايران در سال ٢٠٠٩ صادر شد، اشاره نمود. البته مى‌توان گفت: مقابله ايران با نفوذ رژيم صهيونيستى در غرب آفريقا كه بدنبال منافعى همانند محاصره امنيتى نژاد عربى، كمك به دولت‌هاى آفريقايى براى سركوب حركت‌هاى اسلامى، افزايش كمك‌هاى اطلاعاتى و آموزش‌هاى نظامى در راستاى اهداف خود به دولت‌هاى منطقه، آموزش نيروهاى عضو جنبش‌هاى مسلحانه و خشونت‌گرا و تحريك، برانگيختن فتنه و آشوب ميان اقليت‌هاى غير عرب در اين منطقه مى‌باشد، مهم‌ترين نشانه ارتقاى قدرت نرم كشورمان محسوب مى‌گردد.
قطع روابط موريتانى با رژيم صهيونيستى اوج موفقيت ايران در اين منطقه محسوب مى‌گردد.
با اين وجود، رأى مثبت نيجريه به تحريم‌هاى شوراى امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران، ادامه يافتن همكارى‌مالى، موريتانى و ديگر كشورهاى منطقه با آمريكا در مقابله با القاعده، ادامه همكارى نيجريه با ايالات متحده آمريكا براى مقابله با تروريسم و تامين منابع نفتى براى اين كشور، چالش‌ها و مشكلات ايران در زمينه انجام كامل تعهدات اقتصادى خود در اين منطقه، پايين بودن حجم كمى مبادلات اقتصادى ايران بإ؛ ف‌ف كشورهاى غرب آفريقا (به استثناى سنگال) از مهم‌ترين عواملى است كه ارتقاى قدرت نرم ايران در غرب آفريقا را با چالش‌هاى اساسى روبرو مى‌نمايد.

پى‌نوشت‌ها:
١. جمهورى فدرال نيجريه با مساحتى به وسعت ٩٢٣٧٦٨ كيلومتر مربع در ساحل غربى آفريقا، بين كشورهاى‌فرانسه زبان شامل كامرون در شرق، نيجر در شمال، چاد در شمال شرق و بنين در غرب قرار گرفته است. اقيانوس اطلس در جنوب اين كشور واقع شده و از نظر وسعت چهاردهمين كشور قاره آفريقا بشمار مى‌رود.
٢. جمهورى مالى كشورى است در آفريقاى غربى. پايتخت آن باماكو است.
٣. كشور نيجر در غرب آفريقا قرار دارد. اين كشور از جنوب با نيجريه و بنين، از غرب با بوركينافاسو و مالى، از شمال با الجزيره و ليبى و از شرق با چاد همسايه است.
٤. موريتانى كه نام رسمى آن جمهورى اسلامى موريتانى مى‌باشد به عنوان پنجمين كشور منطقه صحرا چه از نظر وسعت و چه از نظر ترتيب به حساب مى‌آيد. اين كشور در قسمت غربى منطقه صحرا قرار گرفته و به منزله پلى بين شمال و غرب آفريقاست. موريتانى در نيمكره شمالى و در شمال غربى قاره آفريقا واقع شده و از شمال به كشورهاى‌مغرب، الجزاير و صحراى غربى، از شرق و جنوب شرقى به جمهورى مالى، از جنوب به سنگال و از غرب به اقيانوس اطلس محدود شده است. پايتخت اين كشور نواكيشوت است.
٥. جمهورى سنگال با مساحتى معادل ١٩٠/١٩٦كيلومتر مربع، در غربى‌ترين نقطه آفريقا واقع شده و از نظر وسعت هشتاد و هفتمين كشور جهان مى‌باشد. اين كشور جمعاً٢٦٤٠ كيلومتر مرز زمينى مشترك با كشورهاى موريتانى(٨١٣ كيلومتر)، مالى (٤١٩ كيلومتر)، گينه كوناكرى (٣٣٠ كيلومتر)، گينه بيسائو (٣٣٨ كيلومتر) و گامبيا (٧٤٠ كيلومتر) دارد و در سمت غرب نيز با اقيانوس اطلس همجوار است.
.Madicke Niang .٦
.Abdel Monem el Zein .٧
٨. لازم به ذكر است شيخ منعم الزين (لبنانى الاصل) داراى مدرك عالى دانشگاهى از دانشگاه الازهر بيروت(لبنان) در علوم اسلامى و فقه مذاهب اربعه مى‌باشد. وى سى هفت سال پيش توسط امام موسى صدر به عنوان رهبر روحانى جامعه لبنانى سنگال معرفى شده و تاكنون به فعاليت مشغول است و در سال‌هاى اخير پس از به رسميت شناخته شدن مذهب تشيع در سنگال خود را خليفه عام شيعيان سنگال معرفى نموده است.